هنگامي که مشخص مي‌شود همسرتان سرطان دارد، احتمالا خود را وقف کمک به درمان و حمايت از او مي‌کنيد. در هر جلسه شيمي‌درماني او را همراهي مي‌کنيد، پشت اتاق عمل به انتظار مي‌نشينيد و سعي مي‌کنيد به همسرتان دلداري دهيد و...
اما پس از ماه‌ها و حتي سال‌ها اختصاص دادن وقت و انرژي‌تان به زن يا شوهر بيمارتان ممکن است از اينکه بيماري همسرتان چقدر بر زندگي خودتان تاثير گذاشته است، احساس خشم و رنجش کنيد. بروز چنين احساساتي طبيعي است اما چگونگي کنار آمدن با اين احساسات و افکار براي حفظ کردن و استحکام بخشيدن به ارتباط شما اهميت دارد.


چرا احساس خشم مي‌کنيم؟
پاسخ به پرسش بالا، ساده است: چون انسان هستيم. اين خشم، واکنش طبيعي احساس نارضايتي شما از داشتن بيماري سرطان همسرتان است. در اغلب موارد، اين احساس خشم و رنجش با مکانيسم دفاعي «جابه‌جايي» به خود سرطان معطوف مي‌شود، نه همسرتان. همسرتان به سرطان که پيش از اين براي‌تان تنها يک بيماري بود، «هويت» مي‌دهد؛ چهره و نامي که مي‌توانيد بر آن انگشت بگذاريد. در ادامه به 4 علت رايج اين احساس خشم و رنجش مي‌پردازيم:

1 فداکاري اجباري:
پيش از ابتلاي همسرتان به سرطان، ممکن است براي رفتن به تعطيلات، اضافه کاري کرده باشيد اما اکنون ممکن است مجبور شويد اضافه کاري کنيد تا هزينه‌هاي داروهاي او را که بيمه پوشش نمي‌دهد، تامين كنيد. در اين حالت قدرت انتخاب نداريد و مجبوريد اين كار اضافه را انجام دهيد. پيش از ابتلاي همسرتان به سرطان، تقويم‌تان پر از مراسم و مهماني‌هايي بود که مي‌خواستيد در آن شرکت کنيد اما اکنون نمي‌توانيد در هيچکدام از آنها شرکت کنيد زيرا بايد کنار همسرتان باشيد. وقتي فداکاري شما براي همسرتان جنبه اجباري و نه گزينشي به خود مي‌گيرد، استرس ناشي از اينکه بر زندگي‌تان کنترلي نداريد، ممکن است به شما فشار بياورد.

2.بر عهده گرفتن نقشي که براي آن آماده نيستيد:
هنگامي که همسر شما بيمار مي‌شود، مجبور مي‌شويد نقش‌هايي را در رابطه با همسرتان و خانواده به عهده بگيريد که پيش از آن همسرتان به عهده مي‌گرفت. ممکن است اکنون مجبور شويد علاوه بر کار تمام‌وقت بيرون از خانه، مسووليت کارهاي خانه را هم به عهده بگيريد. هنگامي اين همه بار مسووليت بر دوش شما قرار گيرد، ممکن است دچار احساس ناتواني شويد.

3.همسر شما علاقه به روابط زناشويي را از دست داده است:
کاهش ميل جنسي، يکي از اثرات جانبي درمان سرطان است. اين عارضه همچنين ممکن است در نتيجه کاهش عزت‌نفس به علت از دست دادن موها، اضافه وزن يا کاهش وزن و استرس و نگراني‌هاي روزانه درباره بيماري ايجاد شود. اگر پيش از درمان رابطه زناشويي سالمي داشته‌ايد، ممکن است دور ماندن از صميميت جنسي براي مدت طولاني براي شما مشکل باشد اما حفظ اين صميميت، براي سلامت عاطفي شما و همسرتان حين درمان مهم است.

4.استرس پرستاري از بيمار بالاست:
مراقبت روزانه از همسر، ممکن است بسيار استرس‌زا باشد، ممکن است درباره توانايي‌هاي خودتان دچار ترديد شويد، در سازماندهي زمان مشکل پيدا کنيد و احساس کنيد کنترل زندگي‌ از دست‌تان خارج شده است. پرستاري از بيمار، نقشي فداکارانه است که تنها معدودي از افراد مي‌توانند به تنهايي استرس و نااميدي ناشي از آن را تحمل کنند. اگر پرستار اصلي همسر بيمارتان هستيد و احساس خشم و رنجش مي‌کنيد، در اغلب موارد علت اين احساس از دست دادن تحمل و فرسودگي شماست.

5.کنار آمدن با خشم ناشي از سرطان همسر
به ياد داشته باشيد رنجشي که احساس مي‌کنيد، مربوط به فرسودگي ذهني، جسمي و عاطفي است که تجربه مي‌کنيد. هيچکس نمي‌خواهد درباره شخصي که عاشقش است، چنين احساسي داشته باشد اما هنگامي که بار کاري زيادي بر شما تحميل شده است و از پا در آمده‌‌ايد، بروز چنين واکنشي عادي است. براي آنکه چنين احساسي در شما بروز نکند يا بتوانيد بر آن غلبه کنيد، به اين توصيه‌ها توجه کنيد:

1 به نکات مثبت توجه کنيد:
سرطان ممکن است بيماري همسر شما باشد اما هويت او را تعريف نمي‌کند. به خصوصياتي در همسرتان که بيش از همه دوست داريد- لبخند زيبا، قهقهه‌اش که شما را به خنده مي‌انداخت، همدلي و مهرباني او نسبت به ديگران و... فکر کنيد. اين خصوصيات هنوز وجود دارند! آلبوم عکس خانوادگي يا فيلم‌هاي خانگي را مرور کنيد و خاطرات مشترک‌تان را يادآوري کنيد. براي آينده برنامه بريزيد. توجه به لحظات مخصوص زندگي مانند سالگرد تولد يا ازدواج مي‌تواند به شما کمک کند که همسرتان را در زماني به ياد آوريد که هنوز مبتلا به سرطان نبود و روحيه خود را تقويت کنيد.

2.احساسات خود را بيان کنيد:
بيان کردن احساسات - چه مثبت و چه منفي - شيوه مفيدي براي تخليه عواطفتان است. انجام اين کار استرس شما را تخفيف مي‌دهد و مانع از احساس نوميدي‌تان مي‌شود. ممکن است بحث درباره استرس‌هاي ناشي از سرطان همسرتان با خود او برايتان مشکل باشد، اما افراد ديگري نيز وجود دارند که مي‌‌توانيد عواطف‌تان را با آنها در ميان بگذاريد. پيوستن به گروه‌هاي حمايتي، متشکل از افرادي که با مشکلات مشابه شما درگير هستند، چه در شکل معمول و چه در شکل آنلاين، راهي عالي براي بيان احساسات‌تان با کساني است که واقعا موقعيت شما را درک مي‌کنند. صحبت با روحانيون، مشاوران و دوستان معتمد نيز به شما کمک مي‌کند. نوشتن خاطرات و يادداشت‌هاي روزانه هم به تخليه عواطف‌تان کمک مي‌کند.

3.پيش از آنکه فرسوده شويد، کمک بخواهيد:
از آنجايي که احتمالا مسووليت‌هاي بيشتري مانند پخت‌وپز، مرتب‌كردن خانه، مراقبت از بچه‌ها، حساب و کتاب و ساير وظايف را انجام مي?دهيد، مهم است پيش از اينکه به مرحله فرسودگي برسيد، منابعي را که مي‌توانيد از آنها کمک بگيريد، در نظر گرفته باشيد. درخواست از دوستان و خانواده درباره نحوه کمکي که مي‌توانند به شما انجام دهند به ميزان زيادي از استرس شما خواهد کاست. شايد چند نفر از دوستان‌تان بتوانند به شما براي آماده کردن غذا کمک کنند، يا يک همسايه بتواند زباله‌هاي شما را هم همراه زباله‌هاي خودش بيرون بگذارد. جمع‌شدن همين کارهاي به ظاهر ناچيز بر روي هم، استرس شما را بالا مي‌برد.

4.به خودتان استراحت بدهيد:
استراحت کردن براي حفظ سلامت عاطفي و جسمي شما مهم است. گاهگاهي به خود استراحت دهيد و کارهايي را انجام دهيد که باعث لذت شما مي‌شوند. به خاطر اين استراحت‌دادن‌ها به خودتان احساس گناه نکنيد. برخي فکر مي‌کنند از آنجايي که سرطان همسرشان تعطيل‌بردار نيست، آنها هم نبايد تعطيلي داشته باشند. شما بايد سلامت جسمي و رواني‌تان براي مراقبت از همسرتان را حفظ کنيد و دادن استراحت به خودتان يکي از بهترين راه‌ها براي تجديد قواي از دست رفته است.

چرا مشاوره غیر حضوری؟

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به شرکت کلیک هوشمند گیلان می باشد

خدمات گیلان روانشناسی دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه بوده و فعاليت‌های اين سايت تابع قوانين کشور است.