پشتیبانی

پشتیبانی

سوال:
سلام . من این مشکلم داره کلافم میکنه انگار کنترل این مشکل به ظاهر ساده دست خودم نیست . احساس میکنم بشدت توی کارام تنبل و سهل انگار شدم جوری که مثلا اگه قراره فردا بخوام کاری رو تحویل بدم اصلا انجامش نمیدم هرچقدر هم علاقه داشته باشم بهش یا درس خوندن, من واقعا از درس خوندن لذت میبرم

سوال:
باسلام و خسته نباشید
چند روز پیش یکی از آشنایان آقایی را برای ازدواج به من معرفی کردند و ما جلسه اول در حضور ایشان با یکدیگر آشنا شدیم. و من احساس می کنم بهتر است جلسات بیشتری با ایشان صحبت کنم. حالا میخواهم بدانم آیا من باید با آن فرد واسطه تماس بگیرم و برای جلسه دوم قرار بگذارم یا پسر باید این کار را بکند؟

سوال:
سلام خسته نباشيد من مدت 2 سال است كه ازدواج كردم و اكثر وقتها با همسرم در حال دعوا هستيم و دعواهاي ما هيچ ربطي به ما ندارم فقط در مورد ديگران دعوا ميگيريم همسرم زن بسيار بسيار حساس و زود رنج و خيلي زياد عصبي و همو خيلي زياد دوست داريم همسرم بيماري ميوكلونوسم داره و قرص مصرف ميكنه

سوال:
سلام من ۷سال است با مردی ازدواج کرده ام که متاسفانه بقدری از رفتار های بچه گانه او و اذیت های او آسیب دیدم که از ادامه زندگی ام متنفرم به فردی عصبی و بد خلق و افسرده تبدیل شدم نه حوصله حرف زدن دارم نه خندیدن .مدام مورد تحمت او هستم هیچ گاه برای منبه میل خود نه وقت نمی گذارد

تصور کنید دوستتان به شما بگوید: " امروز به قرارمان نمی رسم، نوبت روانشناس دارم." به احتمال زیاد با خودتان می گویید:

"آیا دچار مشکل روحی  روانی شده است ؟"

"آیا مشکلات عاطفی دارد؟"

"آیا در زندگی مشترکش دچار مشکل شده است؟"

"شاید افسرده شده است."

سوال:
سلام خسته نباشید . من دوسال پیش با یه پسری به اسم امیرحسین تویه سایتی اشنا شدم و بعد یه مدت بمن ابراز علاقه کرد من اولش محلش ندادم ولی خب رفته رفته بعضی وقتا دلم واسش میسوخت نمیدونم چرا ولی خب چن بار جوابشو دادمو به خودم ک اومدم دیدم باهاش دوست شدم...

سوال:
من 17 سالمه با ی پسر 18 ساله دوست شدم 1سال و 6 ماه پیش.بچه طلاقه .پدرش پزشکه تا حالا همچی در اختیارش بوده درکل خانواده خوبی داره اما سخت گیرن پدرومادش مثلا شبا باید زود بخوابه شبا قبل پدرش برسه خونه و درس بخونه و اینا.اما خیلی خیلی عصبیه خیلی پرخاشگره ب همه چی گیر میده

سوال:
سلام، من چهار ساله که ازدواج کردم، زندگی خوبی هم دارم با خانومم، تنها مشکل ما اینه که زنم رو ماجرای عروسی ها و کلا مراسم ضعیفه، مراسم خانواده ما و حتی خانواده خودشون بصورت جدا برگزار میشه، اما همسر من حتماً باید جلوی داماد برقصه که بعضا لباس کوتاه هم داره، و این قضیه خیلی من رو آزار میده،

سوال:
من و خالم همعروس بوديم و خالم قبل من ازدواج كرده بود ولي متاسفانه خالم جدا شد از برادرشوهرم و اين شروع همه چيز بود كم كم اختلافات بالا گرفت تو هر دعوايي اسم اون دو نفر رو مياورديم و اين وسط بين هردوخانواده سوختيم(من و خالم با خانواده شوهرامون فاميل هستيم)بلاخره ما عروسي گرفتيم و رفتيم زير يه سقف،

سوال:
خیلی تنهام کل دوره نوجوونیم توی غربت و غریبی گذشت دوره ای که دوست توش از هر زمانی بیشتر معنی میده که من کاملا ازش عاری بودم و هستم من شش ساله دارم با غریبی دست و پنجه نرم میکنم تنهایی برام به قیمت سختی تموم میشه من کاملا تنهام خیلی تنها کسی هستم که اصلا نمیتونه با غریبی سر کنه

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به شرکت کلیک هوشمند گیلان می باشد

خدمات گیلان روانشناسی دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه بوده و فعاليت‌های اين سايت تابع قوانين کشور است.